تبليغاتX
حکایت من در ولایت غربت
حرف های دلتنگی از زندگی در کولورادو
دوستان و آشنایان عزیز سلام،

با توجه به اینکه بزودی با اهل و عیال به ایران عزیز سفر میکنم در حال حاضر یک سر دارم سه هزار سودا. مخصوصاً که اشکال اساسی در بلیط اینجانب بوجود آمده و هنوز نمیدونم میتونم روی صندلی تنگ و ناراحت هواپیما به مقصد مهرآباد بشینم یا نه. یک مطلب نا تمام دارم اما نمیخوام سرهم بندی کنم بتابر این اگر چند روزی بمن مهلت بدین که به مقصد برسم و خستگی سفر در کنم حتماً مطلب جدیدی براتون میزارم با عنوان:"حکایت راه رفتن کبک و راه رفتن کلاغ! " که فکر کنم خوشتون بیاد.

به امید دیدار نزدیک!

+ حکایت شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 8:41 بعد از ظهر  توسط مه سا اسلامیه شاپ  | 

سال نو میلادی مبارک!

+ حکایت شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 11:10 قبل از ظهر  توسط مه سا اسلامیه شاپ  | 

من به مدت ۲ هفته در تالسا هستم . بزودی برمی گردم و مینویسم.

کریسمس مبارک!

+ حکایت شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط مه سا اسلامیه شاپ  |