
یادمه وقتی بچه بودم همیشه تو خونمون تشک پنبه ای داشتیم اما سالها میگذشت و در حسرت احضار پنبه زن و دیدن پرواز تیکه های پنبه در هوا میسوختیم. نمیدونم چرا مادرم عوض اینکه هر چند سالی تشک هارو بده پنبه زنی کنن تا پوش بشن و نرم و نالین بشن هر ۱۰-۵ ۱سال یکبار تمام تشک ها رو دور مینداخت و تشک های تازه میداد بدوزن و با پنبه پر کنن. لب کلام اینکه تشک های خونه ی ما همیشه کوبیده شده و سفت و سقط بودن. وقتی خونه مونو عوض کردیم و هرکدوم اتاق جداگانه داشتیم(و البته کار و کسب بابام هم بهتر شده بود) برامون تختخواب خریدن با تشک خوشخواب! این تشک خوشخواب هم اون روزها در فهرست آرزوهای بزرگ من بود که خدا تن پدرم رو سالم نگه داره که این آرزو رو ندانسته بر آورده کرد. یکسال نشد که دوباره رجوع کردم به همون تشک های سفت و سقط همیشگی. با اینکه اون تشک ها از کارخونه ی خوب و درست و حسابی بودن اما انگار تن من با این قرطی بازی ها سازگار نبود (و هنوزم نیست) و از اینجا بود که جایگزین کردن تشک پنبه ای با پتوی نخنمای چهارلا شده چندان برام طاقت فرسا نیومد. و بمرور اونقدر به خوابیدن به روش مومیایی های مصری روی اون کاناپه عادت کردم که وقتی به آپارتمان دو خوابه و جمع و جوری که در زیرزمین خونه ی پدری نقل مکان کردم هم همچنان روی همون کاناپه میخوابیدم و راضی بودم و خرسند!
(یادمه یک شب رفتم خونه ی خواهرم بخوابم. خواهرم هم با مهمون نوازی تمام تشک نو و نرم و نالینی برام آماده کردکه تا صبح دست نخورده موند چون من مجبور شدم روی فرش بخوابم که به سفتیش عادت داشتم! روزگاری ریاضت لقب من بود!!!!)
از اونجا که زمونه چشم دیدن رضایت و خرسندی آدما رو نداره وقتی اومدم اینجا با حقیقت تلخی مواجه شدم. اینجا تشک ، خوشخواب است و بس!! البته چند سالیه که ظاهراً ناسا تشک های ابری به بازار عرضه کرده. این ابر های مخصوص و فشرده حافضه دار هستند. یعنی وقتی وزنی روشون قرار میگیره فرورفتگی پیدا میکنند و برعکس تشک های خوشخواب (که شالوده شون با فنر ساخته شده و با وزن وارد شده مقابله میکنند ) باعث کمردرد نمیشوند. اما حتی تصور خوابیدن روی تشک ابری که هم گرمه و هم نرم منو دچار کابوس میکنه.
۶ سال عازگاره که هر روز صبح با کمر درد از خواب بیدار میشم. و هیچ کدوم از تشک هایی که در این مدت عوض کردیم با وجود افزایش درجه ی سفتی فرقی به حالم نکرد. تا اینکه بالاخره تسلیم شدیم و به عوض کردن تشک برای بار چهارم اندیشیدیم. به اینکه شاید بهتره یکی از تشک های نمره دار بخریم. تشک های نمره دار پدیده ای نو در صنعت تشک سازی آمریکاست. نمیدونم مکانیزمش چطوری(ظاهراً باید بادی باشه) اما مثلاً تشک های دونره به دو قسمت تقسیم شده و هر قسمت کنترل جدا داره. اگه شخص اول تشک نرم بخواد شماره رو پایین میاره مثلاً ۲۴ که تشک براش نرم باشه در حالیکه شخص کناریش شماره ی ۹۸ رو انتخاب کرده و نیمه ی کناری تشک مثل سنگ خاراسفته! و خلاصه هردو خوش خواهند خوابید. ناگفته پیداست که قیمیت این تشک های نمره دار ۲ تا ۳ برابر تشک های معمولیه(آخرین باری که قیمت کردیم حدود ۲۵۰۰-۳۰۰۰ دلار بود) اما برای سلامتی من هم که شده راضی شدیم که زیر بار این خرج بریم. تا اینکه فکر کردم شاید بهتر باشه بالشم رو هم عوض کنم.
همسر مهربان بالش پری دوست داره که قدرت خدا همینطور که نگاهش میکنی شبیه بالش معمولیه اما تا سرتو روش میذاری زیر سرت محو میشه و به قطر کاغذ تبدیل میشه! وقتی به فکر عوض کردن بالشم افتادم یادم اومد بهترین و راحت ترین بالشم وقتی بود که از دوتا بالش برای خوابیدن روی کاناپه ام استفاده میکردم. فرداش رفتم فروشگاه بالش فروشی و قلمبه ترین و چاق ترین بالش موجود رو خریدم. همسر مهربان کلی ملامتم کرد که امشب دیگه اصلاً نمیتونم بخوابم با این بالش تازه اما در کمال تعجب فردای اونروز که از خواب بیدار شدم از کمر درد همیشگی خبری نبود که نبود. باورم نمیشد که یک بالش ۱۲ دلاری ما رو از زحمت خرید تشک ۲۵۰۰ دلاری خلاص کرد. کاشف به عمل اومد که وقتی زیر سرم بلند باشه بهتر میخوابم و کمر درد هم نمی گیرم.

نتیجه ی اخلاقی:۱- بلندی زیر سر همیشه هم تو زندگی بد نیست گاهی زیر سر بلند برای سلامتی مفید و ضروریه!
نتیجه ی اخلاقی:۲-وقتی مشکلی تو زندگی دارین که فکر میکنین خرج زیادی بر میداره خوب راه حل های متفرقه رو بررسی کنین گاهی وقتها با کمترین خرج هم میشه مشکلات رو رفع کرد.

ظاهراً به دشتی که پر از این پروانه ها باشه میگن:مزرعه ی بادی(WindFarm) و این مزارع برای تولید انرژی ایجاد شدن. داشتم با خودم فکر میکردم بالاخره بشر قرن بیست و یکم به این معرفت رسید که از انرژی طبیعی استفاده کنه. حالا که آینده ی کره زمین در معرض خطر جدیه بالاخره به این فکر افتادن که نباید روی نفت و فقط نفت حساب کرد. حتی انرژی هسته ای هم مظرات خودشو داره. بی خطر ترین(دست کم اونطور که من میدونم) روش ها استفاده از انرژی طبیعیه مثل آب، باد و آفتاب.
همیشه فکر میکردم بشر در این عصر تکنولوژی مدرن چطور به فکر استفاده ی بهینه از انرژی طبیعی نیست. اگه غول های تکنولوژی دنیا کمتر بفکر جنگ و جدال باشن بیشتر سرمایه و فرصت دارن تا به فکر ساخت ابزار روزمره ی زندگی باشن که با انرژی طبیعی کار میکنن. تصور کنین که روزی تمام وسایل خونه ها با انرژی خورشیدی کار کنن. وقتی که بام همه ی خونه ها اینشکلی میشه:

و مردم ماشین های خورشیدی یا سولار سیستم سوار میشن( و هنوز ماشین ها مدل های مختلف دارن و مردم میتونن برمبنای سلیقه ماشین انتخاب کنن):



مطمئناً در اون روز مردم همچنان میخوان همزمان یا رانندگی با تلفن همراهشون حرف بزنن اما بد بدلتون راه ندین تا اون روز حتماً تلفن همراه سولار سیستم هم به بازار اومده:

و اگر برای وقت هایی که به کوه میریم یا در سفر های بین شهریمون احتیاج به شارژکردن وسیله ای داشته باشیم کوله پشتی که داریم پس دیگه غم نداریم!!!
خلاصه ی مطلب اینکه خوش به حال بچه های ما و نسل آینده که از اینهمه وسایل مدرن استفاده میکنن و زندگی به معنای واقعی طبیعی میکنن. ایکاش مخترعان و مکتشفان قبل از اینکه لایه ی اوزون سوراخ بشه و مردم از آلودگی هوا دسته دسته دچار آسم و سرطان ریه بشن دست بکار می شدن!!!