همواره به همسایه ات چون خود مهر بورز ـ اما نخست از آنان باش که به خود مهر می ورزند ـ
"ـ از آنان که با مِهری بزرگ مهر میورزند، که با خوار ـ داشتنی بزرگ مهر میورزند!" چنین می گوید زرتشت، مردِ بی خدا.
ولی چه می گویم آنجا که هیچ کس گوشهای مرا ندارد! اینجا هنوز یک ساعت به فرا رسیدنِ وقتِ من مانده است.
(درباره ی فضیلت کوچک کننده ـ چنین گفت زرتشت ـ فریدریش نیچه ـ مترجم: داریوش آشوری)


دوباره زمان جشن گرفتن میلاد مسیح شد و ما راهی دیار قوم همسر شدیم. اومدن اینجا از چند جهت لذت بخشه، اول اینکه برای دو هفته هم که شده از برف و بوران و سرمای گزنده ی ولایت خودمون خلاص میشیم. دوم اینکه ایام ایام شادی است و یه جورهایی حس نوروز رو برام تدائی میکنه. اون نوروز هایی که همه دور هم بودیم و کلی ذوق میکردیم از اومدنش. حالا بگذریم از اینکه بعدش از عید دیدنی رفتن و دید و بازدید عید به امان و فغان میومدیم.
القصه، مدت هاست که نا خود آگاه عید کریسمس رو با عید نوروز مقایسه میکنم. و جالبه که هر جامعه ای بر مبنای زندگی اجتماعی که داره برای این عید آماده میشه. من از احوالات مردم اروپا در این روز خبر ندارم اما در امریکا کمابیش مردم از فردای روز جشن شکر گذاری با تمام قوا بسوی مغازه ها و مراکز خرید هجوم میبرن بطوریکه همیشه اخبار هولناکی از لت و پار شدن و حتی مرگ و میر مردم در اون روز شنیده میشه. و تا آخرین ساعات قبل از جشن و سرور و مهمونی رفتنشون تا نفس دارن خرید میکنن و خرید هاشونو با کاغذ کادو و روبان های رنگی بسته بندی میکنن.
من همیشه فکرمیکردم رسم و رسوم ما ایرانی ها دست و پا گیره ست تا اینکه اینا رو دیدم. مردم اینجا در هدیه دادن همه دنیا رو رو سفید کردن. ما ایرانی ها معمولاً فقط برای بچه ها هدیه میخریم و بهشون عیدی میدیم. امریکایی ها از بچه گرفته تا نوه عموی همسایه ی عروس پسر خاله ی دایی برادر خونده ی باجناق بقال سر محله شون که یک بار بهشون سلام رسونده هدیه میخرن. مردم اینجا برای راحت تر کردن کار خودشون ایده ی "فهرست خواسته ها(۱)" رو ابداع کرده ن. یعنی از چند وقت قبل از اینکه شروع به خرید کنن از همدیگه میپرسن که امسال برای هدیه گرفتن چه درخواستی دارن و چند قلم از کالا های درخواستی شونو بگن. این ایده ظاهراً کار آدم رو آسون میکنه اما در واقع آدمو دنبال نخود سیاه میفرسته چون مردم چیزهایی ذرخواست میکنن که اگر پیدا کردنش آسون باشه باید کلی از مسیر روزانه ت دور بشی تا به فروشگاه مربوطه برسی. و بدیش اینه که وقتی از کسی لیست میخوای دیگه نمیتونی هرچی به دستت رسید بخری. خلاصه که قربون بیعاری رسم عیدی دادن ما که راحت دست میکنی تو جیبت و چند تا اسکناس نو میذاری کف دست بچه و خلاص!! دیگه نه پاکت رنگ و وارنگ و جینگولی لازم داری و نه یادداشت تبریک عید قلمبه سلمبه.
البته که این اواخر بزرگان فامیل شروع کردن به فرستادن چک به عنوان هدیه. اما عذر اونها اینه که پیر شدن و نمی تونن برن تو مراکز خرید ی که آدم توشون میجوشه و سرریز میکنه.
بهرحال کریسمس امسال هم گذشت و تا سال دیگه خدا کریمه. امسال بخصوص با این شرایط بد اقتصادی برام جالب بود که ببینم مردم چطور این سنت هدیه دادنشونو حفظ میکنن. با وجود اینهمه اخراجی و ورشکستگی و به حراج رفتن خونه ها مردم همیشه به خرید امریکا موضعشونو حفظ کردن و امسال هم تا نفس داشتن خرید کردن. اینجاست که میگن از سیرم و میرم باید ترسید!
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
(1) Wish List